تبلیغات
Just U & Me - عکس #دختر
Best For U & Me
Just U & Me
پنجشنبه 28 دی 1396 :: نویسنده : Saraw
سلام چطورین ؟


تبریک میگم تموم شدن فصل امتحانا


چه خوب چه بد خلاصه تموم شدن دیگه


چند تا خبر دارم واستون :


* قالب جدیدمون هپی ^^*


*نظرسنجی جدید داریم*


*یه جشن تو راهه*


خوب از این پست غافل نشیم بریم ادامه







اگه از این سبک خوشتون اومد
  

بگین بازم بزارم ^.-















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 3 بهمن 1396 10:45 ق.ظ
کلاس چندمی ؟ من که میگم هشتمی
خودمم هشتمم :|
شنبه 30 دی 1396 01:40 ب.ظ
سلام دوست من

ممنون از حضور پرمهرتان

موفق باشید
Saraw سلام خیلی ممنون که سر زدی همچنین ایشالا همیشه موفق باشی
شنبه 30 دی 1396 01:39 ب.ظ
گم شدم در این شب سنگی مرا پیدا کنید
از خیابان هــای دلتنگــــی مـــــرا پیدا کنید

مثل دریا تشنه ی طعم هزاران بوسه ام

آه ماهی ها بـــه هر رنگی مرا پیدا کنید

زخمی ام از چشمهای نازنین، شمشیرها

در هیاهـــوی چنین جنگـــی مرا پیدا کنید

مثل ریگی زیر پــــای آبشار صخره ها

از هجوم این همه لنگی مرا پیدا کنید

دل قنــاری زیست امــــا در لـک آواز مرد

خاک شد با سوت آهنگی مرا پیدا کنید

علی محمد مودب
شنبه 30 دی 1396 01:39 ب.ظ
ماتم سرای چشم تو صور دمادم است
زیباترین بهشت خدا، این جهنم است

عیسی قلم قلم سر هر كوچه ریخته است
جنسی که در بساط زمین نیست، مریم است

باید شنید و زجر كشید و سكوت كرد
كه زندگی تجسم مرگی مسلم است

وقتی تو نیستی سند ماه و سال من
هر هفته، هشت روز به نام محرم است

حوای من! به شهـوت ابلیس تن بده!
بی غیرتی علامت اولاد آدم است

خاكش پر از پلشتی روح شغادهاست
سهراب شاهنامه این شهر، رستم است

در بیستون برای چه علاف مانده‌ ای؟
فرهاد جان! برای تو هیمالیا كم است!

(اكبر یاغی تبار)
شنبه 30 دی 1396 01:39 ب.ظ
ماتم سرای چشم تو صور دمادم است
زیباترین بهشت خدا، این جهنم است

عیسی قلم قلم سر هر كوچه ریخته است
جنسی که در بساط زمین نیست، مریم است

باید شنید و زجر كشید و سكوت كرد
كه زندگی تجسم مرگی مسلم است

وقتی تو نیستی سند ماه و سال من
هر هفته، هشت روز به نام محرم است

حوای من! به شهـوت ابلیس تن بده!
بی غیرتی علامت اولاد آدم است

خاكش پر از پلشتی روح شغادهاست
سهراب شاهنامه این شهر، رستم است

در بیستون برای چه علاف مانده‌ ای؟
فرهاد جان! برای تو هیمالیا كم است!
شنبه 30 دی 1396 01:38 ب.ظ
نمی شود که تو را دید و عاشقانه نگفت

برای زمزمه های ترت ترانه نگفت

کنار حجم سکوت دریچه چشمت
سکوت کرد و غزل های عاشقانه نگفت

و قاصدک شد و از چشم خسته اش نگریست
به دست های لطیف تو آشیانه نگفت

چگونه می شود آن سرخی لبانت را
مکید و بعد کلامی به این بهانه نگفت؟

ضریح نقره ای سینه تو را بوسید
دعا نخواند و حدیثی در این میانه نگفت؟

نمی شود نه نه هرگز نمی شود بی تو
مدام از غم و تلخی این زمانه نگفت

(کورش کشمیری)
شنبه 30 دی 1396 01:38 ب.ظ
هی پارس می کنند شب و روز در سرم

هی طعنه می زنند بــه اشعـــــار دفترم

« این آب هندوانه به تو نان نمی دهد » :

دیـــروز با کنـــــایه بــــــه من گفت مادرم

صد بـــار گفتـــــه اید چــــــرا ول نمــــی کنید

خسته شدم ... خدا... به شما چه که شاعرم

اصلا ً اگر نخواست کسی زندگی کند ...

این روزها برای تــــــــو ای مرگ حاضرم

حتی بمیرم و غزلـی تازه تر شوم

تا چشم دشمنان خودم را در آورم

گفتم کـــه آدمند غزل گیرشان کنم

افسوس آدمند بلی !! خاک بر سرم

انکار می کنند مرا ، خنده دار نیست ؟

از هر جهت که فکر کنی از همه سرم

اما غــــزل ؛ بـــــه حاشیه رفتیم الغرض

من شاعرم همیشه ، کمی هم کبوترم

پرواز را بلد شده ام چند سال پیش

از ترس این جماعت نادان نمـی پرم

شب توی شهر رسم کبوتر کشان که بود

سنگـــی یواش آمد و در گوشه ی پَــرم...

محمد ارثی زاد
شنبه 30 دی 1396 01:38 ب.ظ
گفتم بــه پیک های دما دم امان بده

یا لا اقل به مستی من استکان بده

تااینکه رود برکت این چشم ها شود

زاینده رود را تـــو بـــــه مازندران بده

هر بار من به جای تو ترفند می خورم

یکبار هــم به جای خودت امتحان بده

تا اینکه باد سمت تو خود را رها کند

از راه دور ، روسری ات را نشان بده

لازم نکرده است که همراهی ام کنی

دستی برای دلخوشـــی من تکان بده

پاییــــــز با مدال طلایش تورا خرید؟

یک فصل بیشتر به بهارم زمان بده

باید که از زمین بروم بی خیال باد

باران برای رفتن من ریسمان بده
شنبه 30 دی 1396 01:38 ب.ظ
مسلم آهنگری

ما را به همین نگاه هر روز تو ، بس .
آن غنچه لبان عافیت سوز تو ، بس

دیدار اگر چه بی صدا می افتد
فریاد من و نگاه جان سوز تو ، بس

پنهان شدنت حکایتی دیرین است
با اینهمه پیدایی امروز تو ، بس

این خون جگری راز زمستانی توست
آن زخم که شد ز سردی و سوزتو ، بس

عاشق که شوی قناعتی باید کرد
آن عکس به جای بوس لب دوز تو ، بس

ما منتظریم تا گل یخ برسد
اندیشه ی هر بهار و نوروز تو ، بس

آن وصف که در عیش و طرب می گذرد
حالیست که بر عاشق پا سوز تو ، بس

گر قرص نگاه صبح هر روزه ی تو
مر حم بنهد به زخم دیروز تو ، بس

شاید به تبی دل تو بی تاب شود
مارا به دمی و دست دلسوز تو ، بس
شنبه 30 دی 1396 01:37 ب.ظ
شاعر : جواد مهدی پور

خنده ی زیبای تو در آینه جــــــا مانده است
دل بر این تصویر تو محو تماشا مانده است

من به محراب دو ابـــــروی تو مسجد ساختم
پس چــــــــرا در شهر آثار کلیسا مانده است ؟

ماهی قرمز که محصورست در تنگ بلور
با امید و آرزو ، در فکر دریا مانده است

یوسف ازطغیان خواهش های نفسانی گذشت
درکمند نفس ، بیچاره زلیخـــــــا مانده است

کارقیچی با سخن چینان چه فرقی مــــی کند ؟
هر سخن چینی که می بینید ، تنها مانده است

من مسلمانم ولی زنّــــــــــار می بندم به دل
عشق من در دین دیروز مسیحــا مانده است

بعد از این در خواب خواهم دید سیمای تو را
خاطراتت همچنان درقاب رویــــا مانده است
شنبه 30 دی 1396 01:37 ب.ظ
رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم



مجنونم و دلزده از لیلی ها
خیلی دلم شکسته از خیلی ها

نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست

اگر چه هیچکس نیومد
سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش
طاقت بیارو مرد باش



امیر ارجینی
پنجشنبه 28 دی 1396 06:49 ب.ظ
سلام
خیلی قشنگ بودن
جالب بود^_^
Saraw مرسی که اومدی و برای نظر قشنگت هم ممنون
پنجشنبه 28 دی 1396 09:59 ق.ظ
سلام^^
از اسن عکسا خوشم میاد^^
حس میکنم از مخمل درست شدن^^
Saraw منم خعلی عاشقشونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


اِسکی نَرید :) وَ گَرنَه قُفل میزآرَم ^^

مدیر وبلاگ : Saraw
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
بیشتر چی آپ کنم ؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Baby Blue Snowflake